close
تبلیغات در اینترنت
شعرهای زیبا و عاشقانه سری سوم
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
موضوعات
تبلیغات

آمار
● آمار کاربران افراد آنلاین : 1 ● آمار بازدید بازدید امروز : 45 بازدید دیروز : 9 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 5 ● اطلاعات شما آی پی : 54.198.195.11 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان
لینک های روزانه

شعرهای زیبا و عاشقانه سری سوم

آتناس
بازدید : 162

پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر «من دوست دارمت»

 

بر باد می‌دهم همه‌ی بود خویش را

یعنی تو را ... به دست خودت می‌سپارمت !

 

باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو

وقتی که در میان خودم می‌فشارمت

 

پایان تو رسیده گل کاغذی من

حتی اگر خاک شوم تا بکارمت

 

اصرار می‌کنی که مرا زودتر بگو

گاهی چنان سریع که جا می‌گذارمت

 

پاییز من، عزیز غم‌انگیز برگ‌ریز

یک روز می‌رسم ... و تو را می‌بهارمت !

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

نظر کردی به سوی من ، دلم را زیر و رو کردی...

نگاهت معجزه بر من ، تنم خوش عطر و بو کردی...

 

بگو من عاشقم یا تو ؟ کنون مجنون ترم کردی...

بگو معشوق منم یا تو ؟ تو دیوانه ترم کردی...

 

من اکنون مست چشمانت ، تو اما مست تر از من...

منم عابد تویی معبود ، مرا شیدا ترم کردی...

 

بیا و جان من بستان کزین تن برترم کردی...

که چون بغضی تو در سینه چنین آشوب به پا کردی...

 

منم محتاج یک لبخند ، تو شادی را ز بر کردی...

چو بر این جان تنهایم ، فقط یک دم نظر کردی...

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

نگو هرگز خداحافظ 

 خداحافظ که میگویی 

دلم از درد می میرد

تو دوری و نمی بینی 

 نفس هایی که میگیرد

خداحافظ که می گویی 

 پر از غم می شود جانم 

تو با این واژه غمگین 

 نرنجانم نترسانم 

نگو هرگز خداحافظ 

 خودت از من حفاظت کن 

چرایش را نمی دانم 

 به اخلاق من عادت کن

کسی که با سلام تو 

 دلش آرام می گیرد 

بدان با این خداحافظ 

 خودش از غصه می میرد....

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

در زمان عشق ما لاین و تلگرام نبود

بین ما وایبر و این حجمه ی پیغام نبود

 

آن زمان گر گل سرخی به کسی می دادیم

واقعی بود و پر از گوشه و ابهام نبود

 

چشم معشوق فقط در پی لیلایش بود

در کنارش پی سیمین بر و الهام نبود

 

آن زمانی که من از عشق سخن می گفتم

مثل امروز که عشق این همه بد نام نبود

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﻏﯽ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﺶ ﺭﺍ

ﺷﺒﯿﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯽﺑﻮﺳﺪ ﺟﻮﺍﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﮐﻪ

ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ، ﻧﻤﯽﯾﺎﺑﻢ ﻣﮑﺎﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ

ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﻭ ﭘﻮﭺ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﻢ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺧﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ

ﮐﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺵ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﺗﻮ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻣﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﻧﻮﺷﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﻓﺼﻞ ﺧﺰﺍﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﭘﺮﺳﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻗﻔﺲ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﺪ

ﺑﺪﺯﺩﻧﺪ ﺁﺏ ﻭ ﻧﺎﻧﺶ ﺭﺍ، ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﺁﺳﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﺗﻮ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﻗﺼﺪ ﻣﻮﺝ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ

ﺗﻮ ﺁﻫﻮ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﮐﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ

 

ﻣﻦ ﺁﻥ ﻣﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯽﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ

ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺳﺘﮑﺎﻧﺶ ﺭﺍ

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست

جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

 

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم

دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

 

دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش

آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست

 

ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی

در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست

 

هر جا نکنی باز سر درد دلت را

چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست

 

ای کاش که می گفت نگاه تو؛ بمانم

این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

 

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست

یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟

 

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم

در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

شبيه شيشه مي مانم ... تو هم مانند باراني

رسيدي توي اغوشم ... ولي گويا نمي ماني

خودت را جاي من بگذار، ببين يک شيشه حق دارد

زني مانند باران را ... ببوسد ... يا نمي داني

نبودي تا ببيني باد ، مرا هر روز مي بوييد

من او را سخت مي راندم ... تو من را سخت مي راني ...

کمي احساس هم بد نيست ... بيا يک بار مردي کن !

دل اين شيشه را نشکن ، در اين اوضاع طوفاني

بيا عشقم ... تو باران باش ... و بر من يخ بزن تا صبح

خدا هم مي وزد برما ، کمي باد زمستاني... ؟؟؟؟

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

بوسید سرم را که بگوید نگران بود

دنبال کسی بود که خود غافل از آن بود

 

دل بود و گرفتار وفایی که به سر نیست

من بودم و یاری که دلش با دگران بود

 

هرشب جگرم سوخت از این عشق خیالی

این سیل جگرسوز که از دیده روان بود

 

من ساکن کوی توام و از تو چه دورم !

میسوزم از این عشق که در برزخ جان بود

 

هرچند بگویم که تو را دوست ندارم 

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان بود

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

علت عاشق ز علتها جداست

عشق اصطرلاب اسرار خداست

 

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سر رهبرست

 

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم از آن

 

گرچه تفسیر زبان روشنگرست

لیک عشق بی‌زبان روشنترست

 

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

آدمک خسته شدی از چه پریشان حالی؟

پاسی از شب که گذشت است چرا بیداری؟

 آن دو چشم پر غم را به کجا دوخته ای؟

دلت از غصه سیاه است چرا سوخته ای؟ 

 تو که تصویر گر قصه ی فردا بودی،

 تو که آبی تر از آن آبی دریا بودی،

 آدمک رنگ خودت را به کجا باخته ای؟ 

 کاخ امید خودت را تو کجا ساخته ای؟

 آخرین بار که بر مزرعه من باریدم ، 

روی دستان تو من شاپرکی را دیدم 

 تو چرا خشک شدی، او چرا تنها رفت؟

من که یک سال نبودم چه کسی از ما رفت؟

 این سکوتت که مرا کشت صدایی تر کن ،

این منم آبی باران تو مرا باور کن،

باور از خویش ندارم که چنین می بارم 

بگذر از این تن فرسوده کز آن بیزارم 

 نه دگر بارش تو قلب مرا سودی هست

 نه برای تب من فرصت بهبودی هست

 آنکه پروانه شدن را ز من آموخته بود 

 دلش انگار به حال دل من سوخته بود، 

شاپرک رفت ، دلی مرد ، عزا بر پا شد،

 رفت و انگار دلم مثل خدا تنها شد.... .. ..

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

از جهانت بگذر و بگذار و همراهم بیا 

شعرهایت را فقط بردار و همراهم بیا

 

پشت سر آتش به پا کن تا بسوزد هر چه هست 

ها ! بکش کبریت بر انبار و همراهم بیا 

 

خاطرات سالهایت را کنار دیگران 

هم به دست دیگران بسپار و همراهم بیا 

 

راهمان دور است و ناهموار،تصمیمی بگیر 

بگذر از این شک لاکردار و همراهم بیا 

 

بگذر از آنان که می خواهند از من بگذری 

دیگران را , دیگران بشمار و همراهم , بیا 

 

سالها دیوار آدمها سر ما را شکست 

عشق من بگذر از این دیوار همراهم بیا

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

لبخند تو در چشم من انگار شراب است...

این شاعر عاشق...به همان،خنده خراب است.

من عاشق عشقم...چه بسوزم...چه بسازم...

عشق است...که هر کار کند...

عین ثواب است...

معشوق اگر...خون مرا ریخت...

به حق ریخت...

خون ریزی معشوق هم...از روی حساب است

تب کردن تو...مردن من...هر دو بهانه ست..

عشق است...که بین من و تو...

در تب و تاب است...

..........................

شعر عاشقانه شعر دلتنگی غمگین آتناس

مطالب مرتبط
شب یلدا یعنی...
جملات سنگین و احساسی سری نهم
اس ام اس های فاز سنگین سری هشتم
جملات احساسی و سنگین سری هفتم
شعرهای زیبا و عاشقانه سری یازدهم
جملات عاشقانه زیبا سری ششم
دوبیتی های ناب عاشقانه سری هشتم
شعر های عاشقانه زیبا سری دهم
جملات فاز سنگین برای اس ام اس سری ششم
جملات سنگین و احساسی سری پنجم
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات

ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
آخرین مطالب ارسالی سایت
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS

ما را در گوگل محبوب کنيد