close
تبلیغات در اینترنت
شعرهای عاشقانه و زیبا سری چهارم
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
موضوعات
تبلیغات

آمار
● آمار کاربران افراد آنلاین : 1 ● آمار بازدید بازدید امروز : 16 بازدید دیروز : 14 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 1 ● اطلاعات شما آی پی : 34.203.225.78 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان
لینک های روزانه

شعرهای عاشقانه و زیبا سری چهارم

آتناس
بازدید : 174

می شود خواهشی از خاطره هایت بکنم؟

 می گذاری که نگاهی به نگاهت بکنم؟

 

 یک نگاه از همه ی چشم تو سهمم بشود

 حاضرم تا همه ی عمر قناعت بکنم

 

 تو همیشه به خداحافظی عادت داری

 نکند واهمه داری به تو عادت بکنم؟

 

 چه شده؟ باز تو از دست خودت دلگیری!

 بگذارید من این بار وساطت بکنم

 

 فقط این بار فقط، دست مرا رد نکنی

 این غزل را همه گفتند به نامت بکنم...

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است

 

قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش

هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش

 

قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم

طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم 

 

مثل سیگار،خطرناک ترین دودم باش

شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش 

 

مثل سیگار بگیرانم و خاکستر کن

هر چه با من همه کردند از آن بدتر کن 

 

مثل سیگار تمامم کن و ترکم کن باز

مثل سیگار تمامم کن و دورم انداز 

 

من خرابم بنشین،زحمت آوار نکش

نفست باز گرفت،این همه سیگار نکش 

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

معشوق من! گل من! پروانه ات بمیرد

لیلای من! الهی دیوانه ات بمیرد

 

ققنوس وار مُردم تا دل به تو سپردم

زنده نمی شوم تا افسانه ات بمیرد

 

این دل که عاشقانه چون گشت مبتلایت

گفتی: برو! ، مبادا در خانه ات بمیرد !!؟

 

از جام بوسه ی تو اینگونه مست گشتم

لب بر لبم بنه تا مستانه ات بمیرد

 

دریای غم که رحمی بر این صدف ندارد

هان! ... ای صدف! مگذار دردانه ات بمیرد

 

بیگانه وار گفتی : « رفتم خدا نگهدار »

ای آشنا به عشقم! بیگانه ات بمیرد

 

در آرزوی گلزار، ای باغ عشق! بگذار

این قد خمیده ی زار بر شانه ات بمیرد

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

من به زخــم کسی نمک نــزدم

به کسی تاکنــون ، کلک نـــزدم

 

من همینم ، همیــن که می بینی

هیچ بــر چهــره ، صــورتک نزدم

 

بـاعــث اضطــرابِ گل نشـــدم

سنگ بــر بال شاپــرک نـــزدم

 

مــن مسیــح همیشـه مصلــوبم

گــر کتک خــورده ام ، کتک نزدم

 

پس چرا بر دلم نمک زده اند؟

من که بر زخـم کـس نمک نزدم

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

من به زخــم کسی نمک نــزدم

به کسی تاکنــون ، کلک نـــزدم

 

من همینم ، همیــن که می بینی

هیچ بــر چهــره ، صــورتک نزدم

 

بـاعــث اضطــرابِ گل نشـــدم

سنگ بــر بال شاپــرک نـــزدم

 

مــن مسیــح همیشـه مصلــوبم

گــر کتک خــورده ام ، کتک نزدم

 

پس چرا بر دلم نمک زده اند؟

من که بر زخـم کـس نمک نزدم

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

عقل بیهوده سر طرح معما دارد

بازی عشق مگر شاید واما دارد؟

 

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت

سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

 

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست

آینه تازه از امروز تماشا دارد

 

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند

قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

 

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده ست

چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

 

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت

چه سخن ها که خدا بامن تنها دارد

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

ﮐﺒﺮﯾﺎﯼ ﺗﻮﺑﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻫﺮﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺗﺮﺱ ﺟﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﻻﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺷﮏ ﺟﺎﯼ ﯾﻘﯿﻦ

ﺁﺑﺮﻭﺩﺍﺭﯼ ﮐﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺧﻠﻖ ﺩﻟﺴﻨﮓﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺑﺮﻡ

ﺑﺸﮑﻨﯿﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺷﻨﺎﻡ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﯾﻮﺳﻒ ﺍﺯ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺼﺮﯾﺎﻥ ﺩﻟﺴﺮﺩ ﺷﺪ

ﻫﻔﺘﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﺑﺎﺭﺩ ! ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﻧﺴﻞ ﭘﺸﺖ ﻧﺴﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﭘﺲ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ

ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻔﺮ ﻧﻌﻤﺖ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ

ﺳﻔﺮﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

مجنونم و خو کرده به هرگز نرسیدن

با این همه سخت است دل از چون تو بریدن

 

از تو فقط آزردن و هی کوزه شکستن

از من همه دل دادن و پا پس نکشیدن

 

دل کفتر ماتم زده ای بود که با عشق

کارش شده بـی واهمــه از بام پریدن

 

چون سرخ ترین سیب در آغوش درختی

سخت است تو را دیدن و از شاخه نچیدن

 

آن گونه دچارت شده یوسُف که خودش هم

افتاده به عاشق شدن و جامه دریدن

 

اعجاز تو مغرورترین ساحره ها را

وادارنمود ست به انگشت گزیدن

 

تا این که به هر جا ببرد عطر تنت را

واداشته ای باد صبا را به وزیدن

 

ای چادر گلدار پریشان شده در باد

خوب است به دنبال تو یک دشت دویدن

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم

به من آهسته می گویی " عزیزم دوسـتت دارم "

 

سرم بر شانه ات ، باور ندارم پیش من باشـی

تورا در خواب میبینم بگو یا این که بیدارم ؟

 

نوازش می کنی با مهربـانی گونه هایم را

چه رقصی دارد انگشتت به روی بغض تبدارم

 

کنار لحظه های تو دو فنجان قهوه می ریزم

اگرچه تلخ ، شیرین است با لبخندِ هر بارم

 

کتابی میگذاری روی میزم مهربان من

و مـی گویی به آرامی که این هم آخرین کارم

 

غروب شنبه ای دیگر برایم شعر میخوانی

تمام هفته را من از هوای عشق سرشارم

 

تنم خورشید میخواهد کنار ساحل امنت

من ازشبهای برف آلوده ی این شهر بیزارم

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست

بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست

 

تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش

در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست

 

خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش

با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست

 

تا بازی ما حکم و ورق آس نگاهی ست

محکوم دلم با کُت و آخر خبرش هست

 

من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس

درگیر فقط.. شاید و امّا اگرش هست

 

آشفته ی چشمش شده ام داده ام از دست

آرام و قرارم به خدا تا شررش هست

 

او شاعره ی پنجه توانای هنرمند 

رنجاندن این شاعر عاشق هنرش هست................

 

http://atenas.rzb.ir/

......................................................................

آتناس

 

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت

در هوایت پر گشودم، تا پرم آتش گرفت

 

من به یاد اسم تو با دردها خو کرده ام

نام تو بر لب نشست و حنجرم آتش گرفت

 

تا طواف عشق بر شمع نگاهت کرده ام

بال من تنها که نه، خاکسترم آتش گرفت

 

من غلام همت عشقم، طریقم عاشقی است

آنکه را عاشق تو کردی، لاجرم آتش گرفت

 

شد عصایم عقل و منطق تا که پیدایت کنم

عقل مجنون تو گشت و باورم آتش گرفت

 

خواستم حسن ختام این غزل باشی، ولی

یادت افتادم، قلم با دفترم آتش گرفت

......................................
شعر عاشقانه دلتنگی شعر تنهایی شعر غمگین آتناس

مطالب مرتبط
شب یلدا یعنی...
جملات سنگین و احساسی سری نهم
اس ام اس های فاز سنگین سری هشتم
جملات احساسی و سنگین سری هفتم
شعرهای زیبا و عاشقانه سری یازدهم
جملات عاشقانه زیبا سری ششم
دوبیتی های ناب عاشقانه سری هشتم
شعر های عاشقانه زیبا سری دهم
جملات فاز سنگین برای اس ام اس سری ششم
جملات سنگین و احساسی سری پنجم
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات

ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
آخرین مطالب ارسالی سایت
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS

ما را در گوگل محبوب کنيد