close
تبلیغات در اینترنت
شعر غمگین
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
موضوعات
تبلیغات

آمار
● آمار کاربران افراد آنلاین : 1 ● آمار بازدید بازدید امروز : 17 بازدید دیروز : 9 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 5 ● اطلاعات شما آی پی : 54.198.195.11 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان
لینک های روزانه

چند شعر غمگین و زیبا

آتناس
بازدید : 261

ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﭘﺲ اﺯ ﻧﻴﻤﻪ ی آﺑﺎﻥ ﮔﺮﻳﻪ

ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﭘﺲ اﺯ ﻧﻴﻤﻪ ی آﺑﺎﻥ ﺯاﺭی

 

اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻳﻮاﻧﻪ ﭼﺮا می ﺧﻨﺪﻧﺪ؟

ﻭقتی ﻛﻪ ﺗﻮ اﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻓﻘﻄ ﻏﻢ ﺩاﺭی

 

ﻣﻦ آﻣﺪﻡ و آﻣﺪﻧﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ

ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ اﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﻛﻪ ﻣﻂﻠﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ

 

ﺁﺑﺎﻧﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﻓﻘﻄ ﺩﺭﺩ ﺷﺪﻩ!

ای ﻛﺎﺵ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﻣﻦ آﺷﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم داد

پاسخ ِ لطف ِ خدا را مَتَلک خواهم داد

 

دوره گردی اگر از کوچه یِ تقدیر گذشت

جان ِ شیرین و جگر را به نمک خواهم داد

 

تو نباشی همه یِ ثانیه ها مرگ ِ من است

صورت ثانیه را دست ِ کُتَک خواهم داد

 

گور ِ بابایِ شعور و ادب و شخصیّتم

ناسزاهایِ رکیکی به فلک خواهم داد...!!

 

به درک رفت اگر وزن ِ غزل .... شعر فدای سر تو

تو نباشی همه یِ زندگی ام را به درک ..... خواهم داد

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

 

نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودی

دست در دست وشبی بازتویارم بودی

 

دوقدم...زود بیا ..بی تو گلم دلتنگم

من توراصیدشدم ؟یاتو شکارم بودی؟

 

یادآن شب!!! چه شبی بود که مابی وقفه

سربه بالین هم وتو غم گسارم بودی

 

من همه اشک شدم ازسردوشت جاری

به! چه زیبا ..نفسم ..تو هم دچارم بودی!!

 

من زلیخاشده ام ..مست دوچشمت ای عشق

شعرچشمان توگفتم ..توشعارم بودی

 

یوسف قلب خرابم شده ایی می دانی؟

قاب تصویر تو...دل...ای که بهارم بودی

 

بیقرارت شده ام باز بیا... .دلتنگم

عشق من کاش هم اینک...تو کنارم بودی!!

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

قاب عکسی کهنه ام در گنجه...پیدا کن مرا

بر غبار صورتم دستی بکش‌؛ها کن مرا

 

از تماشا کردن باران که لذت می بری...

روبرویم ساعتی بنشین ،تماشا کن مرا

 

دستهایت زیر چانه خیره شو در چشم من

بغض اگر کردی نترس و باز حاشا کن مرا

 

حاصل تفریقت از آغوش من گرچه غم است

از حواس جمع آن آغوش منها کن مرا

 

به همان تنهایی ام بسپار.... بعد از سالها

یک صدا می آید از گنجه....که پیدا کن مرا

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

 

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست

هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست

 

تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید

میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست

 

دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم

با تو هرشب میروم همراه دریایی ک نیست

 

پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو

پر ز عشقت میکنم دل را ز لیلایی ک نیست

 

همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی

درپی عشقت گذارم پاب هرجایی ک نیست

 

منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد

تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی ک نیست

 

مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت

غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی ک نیست.

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

خواستم پنجره را باز کنم گفتی نه

جای ِ مهتاب تو را ناز کنم گفتی نه

 

دست بردم بزنم پرده به یکسو و خودم

خانه را غرق در آواز کنم گفتی نه

 

به سرم زد گل ِ گلدان اتاقت بشوم

عطر خود را به تو ابراز کنم گفتی نه

 

آرزو داشتم آیینه شوم تا که تو را

یک دل ِ سیر برانداز کنم گفتی نه

 

زخمه برداشتم از شوق شده مثل نسیم

تاری از موی ِ تو را ساز کنم گفتی نه

 

آمدم حافظ ِ آن شاخه نباتت باشم

عشق را ساکن ِ شیراز کنم گفتی نه

 

زیر آوار سکوتی که به جانم می ریخت

لب گشودم سخن آغاز کنم گفتی نه

 

دلخور از تو به در باز قفس خیره شدم

آسمان گفت که پرواز کنم .. گفتی نه !

 

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

 

 

سیلِ چشمان مرا امـــــــشب به راه انداختی

 

کنج پستوی گلویم بغــــــــــــض و آه انداختی

 

خواستی تا بعد از این یادت نیاید هرچه بود

 

عکس های یادگاری را سیـــــــــــاه انداختی

 

من پلنگی بی قرارم از همــــان روزی که تو

 

توی بغض استکانم "قرص مــــاه" انداختی

 

تاکِ ابروهای خود را پیچ و تابش دادی و

 

توی جام گیج چشمان نگــــــــــاه انداختی

 

من همان دوشیزه ی پاکم که تو با چشمهات

 

دلبـــــری کردیّ و او را در گنـــــــــاه انداختی

 

گم شدم در خرمن موهای تو ، پیداش کن

 

سوزنی را که در این انبار کـــــــــاه انداختی

 

دل به نارنج لبت بستم وَ چالِ گونه ات

 

یوسفم دیگر چرا من را به چــاه انداختی؟

 

پهن کن ، دام دلت را ، زیر پای دیگـــــری

 

ای زلیخا ، تورِ خود را اشتبـــــــاه انداختی!!!

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

 

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون

 

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا

 

چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم

 

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

 

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

 

تو با منی و بی توأم ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره

 

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده ام

 

بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتنت تلافی گناهمه

 

عبدالجبار کاکایی

 

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

نفهمید و نمیفهمد چه با من کرده چشمانش

 

غزالی که مرا کشته قدمهای خرامانش

 

چه جادویی نهان کرده درون سرمه ی چشمش

 

"چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش"

 

من آن یعقوبِ تنهایم که پیراهن که نه....حتی

 

نمی افتد گذار بوی یوسف سمتِ کنعانش

 

و فرعونی ترین دل را مسلمان میکند آخر

 

اگر موسای من دستی بَرد سمت گریبانش

 

عبادت های چندین ساله ام را میزند آتش

 

اگر او دختر ترسا شود،من شیخِ صنعانش

 

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

. پاره های یک تن و دور از همیم این روزها

مثل اوضاع زمانه درهمیم این روزها

.

فکر نان از عشق می کاهد، مقصر نیستی

آه... ما بازیچه ی بیش و کمیم این روزها

.

می دویم و جاده انگاری دهن وا می کند

در هراس راه پر پیچ و خمیم این روزها

.

می رسد تا استخوان این زخم ها، اما هنوز

در امید واهی یک مرهمیم این روزها

.

سیب در دامانمان افتاد و دور انداختیم

وصله ی ناجور نسل آدمیم این روزها

.

تا کجاها می رسد فریادهامان ،تا کجا

در نی پوسیده ی خود می دمیم این روزها

.

بچگی کردیم، دنیا هم به بازیمان گرفت

دست هایت را بده! گم می شویم این روزها.......

 

 

آتناس

................................................................................

http://atenas.ir/

 

 

 

چشم هایت واقعا دریاست ، طنازی نکن

این دل دیوانه ام رسواست طنازی نکن

تا من آشفته دل در کنج این ویرانه ام

غم درون چشم من پیداست طنازی نکن

آسمان شهر من را چشم تو آبی کند

روزم اکنون شام بی فرداست طنازی نکن

شهره شهرم من و آخرهمه افسانه ام

خود که میدانی دلم شیداست طنازی نکن

منکه در زندان تن گشتم اسیرروزو شب

این شکسته کهنه سازماست طنازی نکن

ز آتش عشق تو میسوزد سراپای دلم

عشوه های تو همه زیباست طنازی نکن

با همه نازوادایت من بسازم تا بکی ؟

قلب (شاعر) باز هم تنهاست طنازی نکن

 

مطالب مرتبط
شب یلدا یعنی...
جملات سنگین و احساسی سری نهم
اس ام اس های فاز سنگین سری هشتم
جملات احساسی و سنگین سری هفتم
شعرهای زیبا و عاشقانه سری یازدهم
جملات عاشقانه زیبا سری ششم
دوبیتی های ناب عاشقانه سری هشتم
شعر های عاشقانه زیبا سری دهم
جملات فاز سنگین برای اس ام اس سری ششم
جملات سنگین و احساسی سری پنجم
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات

ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
آخرین مطالب ارسالی سایت
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهای اختصاصی
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS

ما را در گوگل محبوب کنيد